پژوهشكده تحقيقات اسلامى
43
سرداران صدر اسلام (فارسى)
عمار : نظر من اين است كه به سوى كوفه برويم ، زيرا اهل كوفه پيروان ما هستند ، و اين گروه پيمان شكن به طرف بصره رفتهاند . ابن عباس : نظر من اين است چند نفرى را به كوفه بفرستيم تاازمردم براى تو بيعت بگيرند ، و به ابوموسى اشعرى نيز بنويس كه با تو بيعت كند ، سپس حركت كنيم و به كوفه برسيم ، و پيش از ورود اين گروه به بصره جلوى آنها را بگيريم . و به ام سَلمَه بنويس كه همراه تو بيرون شود ، كه او براى تو توان وقدرت به شمار مىآيد . حضرت فرمود : من ويارانم به دنبال آنها حركت مى كنيم ، اگر در راه به آنان رسيديم آنها را از رفتن باز مىدارم و اگر از دسترس من خارج شدند ، از اهل كوفه وشهرهاى ديگر نيرو مىگيرم و به سوى آنها مىروم . امّا نسبت به امّ سلمه ، من خروج او را از خانهاش صلاح نمىدانم آنطور كه طلحه و زبير نسبت به اخراج عايشه ازخانهاش انجام دادند . پس آن حضرت مردم را به جنگ فراخواند و به طرف بصره حركت كرد . « 1 » هنگامى كه على ( ع ) به « فيد » رسيد به طرف كوههاى طى رفت درآنجا عدى بن حاتم همراه با ششصد نفر از قومش به آن حضرت پيوستند . آنگاه حضرت رو به ابن عباس كرد وگفت : نظرتو دربارهء اهلكوفه چيست ؟ ابن عباس جواب داد : عمّار را براى بسيج آنان بفرست زيرا او سابقه طولانى در اسلام دارد ، و از
--> ( 1 ) . جمل ، شيخ مفيد ، ص 128 ، داورى قم .